لسان الملك سپهر

1861

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

ابراهيم در شهر ذيحجه سال هشتم هجرى متولد شده قابلهء او سلمى آزاد كردهء پيغمبر بود ، بعد از ولادت ابراهيم ، سلمى شوهر خود ابو رافع را آگهى داد و او مژده به پيغمبر آورد و آن حضرت او را به مژدگانى عبدى عطا كرد . و هم در شب او را به نام ابراهيم خواند و جبرئيل بيامد و گفت : السّلام عليك يا ابا ابراهيم و روز هفتم از بهر او گوسفندى به عقيقه ذبح كرد و سرش را بتراشيد ، و مويش را با سيم خالص به ميزان برده به درويشان بخش كرد ، و به روايتى او را روز هفتم نام نهاد . زنان انصار در طلب دايگى و ارضاع او بودند ، به روايتى مرضعهء او امّ سيف زوجهء ابو سيف آهنگر بود . و هرگاه پيغمبر براى ديدار ابراهيم به خانهء او مىشد آگهى مىرسانيدند تا خانه بدود كورهء حدادان انباشته نكند . و به روايتى امّ برده بنت منذر بن زيد انصارى زوجه براء بن اوس او را شير داده و به روايت : انّ له مرضعتين فى الجنّة . تأييدى كند كه در دنيا اين هر دو او را دايگى كرده باشند . اما بعضى از علماى انساب چنان كه در كتاب « جامع الاصول » و « استيعاب » رقم شده گفته‌اند اين هر دو يكى است ، چه امّ برده و ام سيف نام يك زن است و او زوجهء ابو سيف است و ابو سيف كنيت براء بن اوس است . - و ما نيز در ذيل قصّهء اصحاب النّبى به شرح رقم خواهيم كرد - . از ابن عباس حديث كنند كه : يك روز حسين بن على بر زانوى راست ، و ابراهيم بر زانوى چپ پيغمبر جاى داشت و آن حضرت گاهى اين يك ، و گاهى آن را مىبوسيد . در اين وقت جبرئيل فرود شده گفت : يا محمّد خدايت سلام مىرساند كه اين هر دو را با هم نمىگذارم يكى را فدا كن . پيغمبر نظرى به ابراهيم كرد و بگريست و ديگر بر حسين نگريست و گريستن نمود . قال انّ ابراهيم أمّه أمة و متى مات لم يحزن عليه غيرى و أمّ الحسين فاطمة و أبوه علىّ ابن ابى طالب عمّى لحمى و دمى ، و متى مات حزنت ابنتى و حزن ابن عمّى و حزنت أنا عليه و أنا أوثر حزنى على حزنها يا جبرئيل يقبض ابراهيم فدية للحسين . « 1 »

--> ( 1 ) . پيغمبر فرمود : مادر ابراهيم كنيز است چون از دنيا رفت به جز من كسى بر او محزون نشود ؛ ولى مادر حسين ، فاطمه و پدرش على پسر عمم مىباشد كه خون و گوشت او چون خون و گوشت من است از اين رو اگر حسين بميرد دخترم و پسر عمم و خودم بر او محزون -